X
تبلیغات
دیگه دیگه

دیگه دیگه

از همه چی...از همه کس

دلم گرفته.

خوب دله دیگه. گاهی می گیره.

نمی فهمه. اگه می فهمید که اسمش دل نبود.

نمی فهمه. می فهمی؟

دلم گرفته. نمی فهمی؟

می فهمی که نمی فهمی؟؟؟؟

نمی فهمی... نمی فهمی....

[ شنبه 30 فروردین1393 ] [ 14:29 ] [ szh ]

[ ]

سوال و جواب های ثبت نام یارانه

مرحله اول: شما خجالت نمی کشی اومدی ثبت نام یارانه؟! آخه 45500تومن ارزشی داره که ازش انصراف نمی دی؟! اصلا هیچ می دونی اگه بیخیال یارانه ات بشی، مسئولین می تونن با بخشی از پول حاصل از انصراف از یارانه، باقی مناسبت ها رو هم بهتون پیامکی تبریک بگن؟!

حتی شاید اگه تعداد انصرافی ها از یارانه زیاد باشه این بودجه وجود داشته باشه که مسئولین دولتی در سال 94، به جای پیامک، یکی یکی به شهروندها زنگ بزنه و تلفنی سال نو رو تبریک بگه!

 

مرحله دوم: واقعا که عجب رویی داری شما! مگه ندیدی فتیله ای ها از یارانه شون انصراف دادن؟! مگه زیرنویس های تلویزیون رو نخوندی؟! مگه شکوفایی اقتصادی کشور برات مهم نیست؟! لااقل به حرف زن چینی ارسطو در سریال پایتخت توجه می کردی و وارد این مرحله نمی شدی!

 

مرحله سوم: اصلا ازت توقع نداشتم به مرحله سوم بیای! انگار زبان درخواست و خواهش برای شما کاربرد نداره! از اینجا به بعدش باهات شوخی ندارم! هر چی درآمد داری باید بنویسی!

ببین! به من میگن "سایت رفاهی دات آی آر!" من زنت نیستم که بخوای منو بپیچونی و بگی ندارم و حساب بانکی ام  خالیه! آمارت رو اساسی دارم! می خوای بگم الان توی جیب اون کت آبیت که توی چوب لباسی هست چند هزار تومن داری؟! به نقع خودته از گرفتن یارانه انصراف بدی و به مرحله چهارم نری!

 

مرحله چهارم: نه! انگار راستی راستی می خوای یارانه بگیری! یک یارانه ای نشونت بدم که خودت کیف کنی! خب! نگفتی چقدر درآمد داری! ... خب این 700تومن که هیچی! شغل دومت رو بگو ...یعنی چی شغل دوم نداری؟! مگه میشه؟! من سایت رفاهی هستم، بچه که نیستم!!

آخه چطور با 700تومن و 3 تا بچه زندگی می کنی؟! یعنی من باور کنم با این درآمد میشه زندگی کرد؟! ... راستی! اگه شغل دوم نداری، چرا شب ها دیر میای خونه؟! پول خورد توی ماشینت چیکار می کنه؟! مسافرکشی می کنی؟! ... کاریت ندارم! راستشو بگو! هنوز هم فرصت برای انصراف از یارانه وجود داره!

 

مرحله پنجم: خودت خواستی! فردا نگی چرا اینطور شد! .... ببین! هر چقدر پول توی بانک ها داری رو برامون بنویس. زمین و ماشین هم داری بنویس. طلاهای زنت و سکه هایی که قایم کردی رو هم فراموش نکن.

البته ما آمار همه اینها رو داریم، منتها می خوایم امتحانت کنیم ببینیم چقدر انسان راستگویی هستی! اگه راستشو بگی، بعدا به جای یارانه، بهت خدمات می دیم ولی اگه یارانه بگیری به خدمتت می رسیم!

 

مرحله ششم: فکر نمی کردم تا این مرحله بالا بیای! دوربین وبکم رو روشن کن، حالا دوربین رو بگیر طرف یخچال و در یخچالت رو باز کن، می خوام توی یخچالت رو ببینم! ... این چرا خالیه؟! نکنه از قبل می دونستی توی یخچالت رو چک می کنیم به همین دلیل همه گوشت ها و میوه ها رو از توش برداشتی! بهت که گفتم، من رفاهی هستم، سرم کلاه نمیره! به نفع خودته نری مرحله بعدی!

 

مرحله هفتم: باشه! خیالی نیست! وقتی حسابات رو چک کردیم و درآمد واقعی ات رو فهمیدیم و اومدیم شونصد برابر یارانه ای که بهت دادیم رو از حلقومت کشیدیم بیرون، متوجه می شی که نباید از همون اول برای دریافت یارانه ثبت نام می کردی.

 

مرحله آخر: امیدوارم هر چی یارانه گرفتی خرج دوا دکترت بشه! خیلی نامردی که بیخیال دریافت یارانه نشدی. حالا اگه هنوزم تصمیمت عوض نشده، دکمه "تایید" رو بزن تا هم ثبت نامت تکمیل بشه و هم یکم ویروس به رایانه ات منتقل کنم تا لااقل دلم خنک بشه!

[ دوشنبه 25 فروردین1393 ] [ 10:47 ] [ szh ]

[ ]

ساعت8 صبح روز شنبه 16 فروردین 93:

و من در کمال ناباوری بعد از 20 روز خوردن و خوابیدن اومدم سر کار.

اینجوری که بوش میاد سرعتش زیاده این سال 93.

خدایا بهترین اتفاقات رو در سال جدید برامون رقم بزن...

[ شنبه 16 فروردین1393 ] [ 8:13 ] [ szh ]

[ ]

از کسی به دل نگرفتیم.

هرچه بر سرمان آمد، گذاشتیم و گذشتیم.

که بخشش قلب ها را آرام خواهد کرد.

که مرام ما تا بوده همین خواهد ماند.

خدایا تو نیز از من بگذر...

خدایا به بزرگیت قسمت میدهم پشت همه خطاهایم بنویس جوانی...

به امید سالی پر خیر و برکت برای همه...

[ دوشنبه 26 اسفند1392 ] [ 12:50 ] [ szh ]

[ ]

اشک و آهم هردو با هم بی قرارت روز و شب

جان خسته بال بسته، در کنارت روز و شب

تو نور خدایی نشان وفایی

بدون تو دل را کجـــــــــا ببرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به مجلس یاران

به جمع عزیزان

اگر تو نباشی چـــــــــرا ببرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و خداوند عشق را آفرید...و اجازه داد ادعای مالکیت کنیم...در مقابل یک انسان...

کاش حق مارا درک می کردند انسان های بی رحم...

بعضی نفهمیدن ها قابل بخشش نیست به گونه ای که خواب شبانه ات را از تو میگیرد...

و تو غمگین از این که باید درک کنی اما درک نشوی...سخت ترین قسمتش همین است...

باید حذر کرد از کسی یا کسانی که دلت را می شکنند...

گاهی دور بودن بهتر است...

باید در همین شهر غریب و کثیف بمانم و تحمل کنم...تا اینکه زندگی خود را با نزدیکی به آن بعضی ها خراب کنم...

بعضی از تفاوت ها خیلی سخت است...خیلی...

گاهی باید از بزرگترها هم گله کرد...بزرگترهایی که خیلی چیزها را فراموش کرده اند...

گاهی بزرگترها باید بزرگتری کنند و نمیکنند...

گاهی بزرگترها یادشان می رود یک چیزهایی را به کوچکترها یاد بدهند...

و آن کوچکترها بزرگ می شوند و بزرگتر و یاد نمی گیرند...

بیچاره آن همیشه کوچک ها...

جدیدا اسم نفهمی شده سادگی! و تو باید ببخشی و فراموش کنی.

وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن!

خدایا گله به کجا ببرم؟

[ شنبه 24 اسفند1392 ] [ 10:48 ] [ szh ]

[ ]

 سوگند  به  روز  وقتی  نور می گیرد  و به شب  وقتی آرام  می گیرد که من نه تو را رها  کرد ه‌ام و نه با  تو دشمنی کرده‌ام( ضحی 1-2) 

افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس 30)  

و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی.(انعام 4) 

و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو  قدرتی نداشته ام(انبیا 87) 

 و این در حالی  بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرینی و اگر مگسی از تو چیزی بگیرد نمی توانی از او پس بگیری  (حج 73)  

پس چون مشکلات از  بالا و پایین آمدند و چشمهایت از وحشت فرورفتند و تمام وجودت لرزید چه لرزشی، گفتم کمک هایم در راه است و چشم دوختم ببینم که باورم میکنی اما به من گمان بردی چه گمان هایی .( احزاب 10) 

تا زمین با  آن فراخی بر تو تنگ آمد پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری، پس من به  سوی تو بازگشتم تا تو نیز به سوی من بازگردی ، که من مهربانترینم در بازگشتن. (توبه 118)

 وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می‌مانی، تو را از اندوه رهانیدم اما  باز مرا  با دیگری در عشقت شریک کردی .(انعام 63-64) 

این عادت دیرینه ات بوده است، هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و  رویت را آن طرفی کردی و هروقت سختی به تو رسید از من ناامید شده‌ای. (اسرا 83) 

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت؟ (سوره شرح 2-3)

غیر از من خدایی که برایت خدایی کرده است ؟ (اعراف 59)

  پس کجا می روی؟ (تکویر26) 

 پس از این سخن دیگر به کدام سخن می خواهی ایمان بیاوری؟ (مرسلات 50) 

چه چیز جز بخشندگی ام باعث شد تا مرا که می بینی خودت را بگیری؟(انفطار 6) 

 مرا  به یاد می آوری ؟ من همانم که بادها را می فرستم تا ابرها را در آسمان پهن کنندو ابرها را پاره پاره  به هم فشرده می کنم تا  قطره ای باران از خلال آن ها بیرون آید و به خواست من  به تو اصابت کند تا  تو فقط  لبخند بزنی، و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران، ناامیدی تو را پوشانده بود  (روم 48) 

من همانم که می دانم در روز روحت چه جراحت هایی برمی دارد ، و در شب روحت را  در خواب به تمامی بازمی ستانم  تا به آن آرامش دهم و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی انگیزانم و تا مرگت که به سویم بازگردی به این کار ادامه می دهم. (انعام  60) 

من همانم که وقتی می ترسی به تو امنیت می‌دهم (قریش 3)

برگرد، مطمئن برگرد، تا یک بار دیگر با هم باشیم (فجر 28-29) 

تا یک بار دیگه دوست داشتن همدیگر را تجربه کنیم. (مائده 54)

خدایا...کوتاهی مارو در فهم قشنگی آیاتت ببخش...خدایا ما دوستت داریم.....

[ یکشنبه 27 بهمن1392 ] [ 9:44 ] [ szh ]

[ ]

من ماندم و خدا!

خداوند تنها کسیه که حرفامو و باورهامو باور میکنه…!

و اون می دونه که من به چیزی تظاهر نمیکنم...

من... خود واقعیم هستم... بی تظاهر...

[ یکشنبه 20 بهمن1392 ] [ 8:44 ] [ szh ]

[ ]

آیندمون آینده ای روشن

حرف جدایی رو نزن با من

فردای خوبی پیش رومونه، دنیا به رفتار تو مدیونه

حالا که خوبیت عاشقم کرده

این عاشقه دور تو میگرده

از هرکس و هرچیز بهتر باش

با من از این هم مهربون تر باش

ترکم نکن

من بی تو بیمارم،دیونه وار دوست دارم

من پیشتم، تنهات نمیزارم

تا با منی هیچکی نمی تونه،قلب تورو از غم بلرزونه

تا با منی پشت سرت کوهه،روزای تو بی درد و اندوهه

هرچی که تو دستامه می بخشم

دنیای من شعرامه می بخشم

می بخشم از عمرم به تو حتی

وقتی نباشی میرم از دنیا

[ سه شنبه 15 بهمن1392 ] [ 11:37 ] [ szh ]

[ ]

فرجه چیست؟

همانطور که قبل از ذبح به گوسفند آب می‌دهند، به دانشجو هم قبل از امتحانات فرصتی می‌دهند تا برای خودش خوش باشد. دانشجو در ابتدای شروع فرجه کمی‌ جزوه‌ها را نگاه می‌کند و بعد از ناامیدی همچون فردی که بهش گفته‌اند تا دو ماه دیگر می‌میری برو هر غلطی که می‌خواهی بکن از هیچ خوشگذرانی دریغ نمی کند.بطور کلی می‌توان گفت آن میزانی که دانشجویان ما در ایام فرجه لذت‌جویی می‌کنند، میلیاردر آمریکایی در وگاس نمی‌کند. ولی به نظرم همین که دانشجو در این ایام جلوی خودش را می‌گیرد و معتاد نمی‌شود جای تقدیر دارد.

شب امتحان چیست؟

شب امتحان از جمله شب‌های معنوی است که موجب نزدیکی دانشجو با خداوند از طریق التماس و تضرع به درگاه الهی می‌شود. شب امتحان، شب آزاد شدن ظرفیت‌ها و شکوفا شدن استعداد دانشجویان است. خیلی از این دانشجویان بعد از تجربه شب امتحان و مشاهده توانایی‌های خود در زمینه تقلب‌نویسی مسیر زندگی‌شان عوض شد و الان دست کم 250 دانشجو داریم که توانسته‌اند رمان بینوایان را روی یک دانه برنج بنویسند و نام خود را در گینس به ثبت برسانند.

یکی دیگر از ویژگی‌های شب امتحان این است که دانشجو به طرز عجیبی به هر چیزی غیر از درس علاقه پیدا می‌کند. در پاره ای از موارد دیده شده که دانشجو با کتاب باز در حالی که چشمانش را برای دقت بیشتر تنگ کرده به مستندِ تخم‌ریزی دلقک‌ماهیِ آب شور می‌نگرد.

مراقب کیست؟

مراقب کسی است که در کودکی توجهات لازم به او نشده و غالبا در نقش تیر دروازه در گل کوچیک مورد استفاده قرار می‌گرفته. او از کودکی دوست داشت میتی‌کومان باشد تا همه به او احترام بگذارند و به محض بردن اسمش به خاک بیفتند. ولی از آنجایی که هر چه می‌دوید به جایی نمی‌رسید، بیشتر کاراکتر زمبه را در یادها تداعی می‌کرد.

اینها باعث شده تا تمام عقده‌های فروخورده مراقب در جلسه امتحان ظهور پیدا کند و مراقب همچون عقابی تیزبین دانشجویان را تحت نظر داشته باشد و خود را در حد ناظر سازمان ملل جدی بگیرد. وی معمولا با گفتن «ورقه‌ات رو درست بگیر»، «گوشیتو بذار تو جیبت»، «میام پاره می‌کنما» و «دیگه وقتی نمونده» (به صورت کاذبانه!) سعی در ارضای روحی-روانی خود دارد. پس بیایید با مراقب مهربان باشیم، با او نجنگیم و به تهدیداتش احترام بگذاریم. باور کنید هرکس جای او بود با آن حجم از آسیب‌های روحی تا الان قاتل زنجیره‌ای شده بود ولی او نجیبانه به شغل شریف کارمندی رضایت داده است.

استاد کیست؟

 استاد همان موجودی است که سر جلسه امتحان حاضر می‌شود و در حالی که لبخندی سادیستیک بر لب دارد با گفتن «اینا همه‌اش تو جزوه بود» و «از این ساده‌تر امکان نداشت» از عجز و خنگی دانشجویان لذت می‌برد.....»

[ دوشنبه 30 دی1392 ] [ 14:51 ] [ szh ]

[ ]

شب سیه گذر کند

غم از دلم سفر کند

دوباره می خندیم

دوباره می خندیم

و باز با هم هستیم

من انسانی خام و نپخته...اما تو کوه درد باش. طاقت بیار و مرد باش....

سنگ صبور همه بودی... سنگ صبور من هم باش مرد...مرد...مرد...

[ یکشنبه 22 دی1392 ] [ 15:35 ] [ szh ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه