دیگه دیگه

از همه چی...از همه کس

دیشب داستانی تلخ از زندگی یک نفر رو شنیدم که خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. ناراحت شدم.

یک زن بسیار مهربون با لبخند از هووی خودش جلوی ما حرف میزد اما لبخندی که تلخ بود.

با لبخند از هوویی میگفت که فامیل خودش بود و میگفت آدم هر ضربه ای توی زندگی میخوره از آشناها میخوره!

و اینکه سال ها در یک خونه با اون هوو زندگی میکنه...

اما وقتی که اومد از سرگذشت دخترش بگه اشک توی چشماش جمع شد.

دخترش نتونسته بود با لبخند با این قضیه کنار بیاد و از شوهرش جدا شده بود.

دقیقا کاری که پدرش با مادرش کرد خودشم تجربه کرد.

نمیدونم مقصر کیه. زنی که خوب نبود؟ شوهری که هوس باز بود؟ یا پدری که باید تاوان میداد؟

اما اینو میدونم که زن این مخلوق دل نازک خدا با همه ویژگی های خوب یا بدش مستحق این نیست که بهش خیانت بشه. که براش جایگزین پیدا بشه.

زن باید یکی باشه. خانومی کنه. تنها همسر شوهرش و تنها مادر بچه هاش باقی بمونه...

چون...

چون یک زن تنها عاشق شوهرشه...

مثل من... مثل این خانوم... مثل خیلی از زن های دیگه...

                                                                         

[ دوشنبه 10 شهریور1393 ] [ 15:50 ] [ szh ]

[ ]

گاهی اوقات بعضی آدما در طی زمان های متوالی باعث ناراحتیت میشن. 

یعنی هرچقدر میخوای کاراشونو توجیه کنیو به یاد خوبیهاشون بیفتی نمیزارن.

دوباره یه حرکت دیگه ای انجام میدن، یه حرفی میزنن که سیستمت میریزه به هم.

به نظرم همیشه نباید با اعصاب خوردی و خودخوری وانمود کنی همه چی اوکی هست و باهاشون هیچ مشکلی نداری. 

من واقعا دارم ازین قضیه عذاب میکشم. یه سری نیشو کنایه ها داغونم کرده... 

تاثیرش رفته تو زندگیم و شاید طعنه زدنم نسبت به اون آدما در نبودشون و خالی کردن عصبانیتم سر بقیه.

و بدبختی اینه که هیچکسی حقو به من نمیده. حتی نزدیکترین آدم به من حرفامو قبول نداره.

چون من کوچیکترم و محکوم! 

من درواقع باید سکوت کنم اما نمیتونم! 

خدایا تو که صدامو میشنوی مگه نه؟ 

[ سه شنبه 4 شهریور1393 ] [ 11:14 ] [ szh ]

[ ]

با نگاهی گذرا به وبلاگم فهمیدم خیلی وقته زدم تو کار دین و مذهب! 

دلیلشو نمیدونم چیه!

چطور یک ویلاگ از خاطرات روزمره تبدیل شد به نقد فیلم و بازیگری و بعد وبلاگ فوتبالی و درددلو حالا هم که مذهبی!

احتمالا تا چند وقت دیگه آیه های قرآنی و پیام نهج البلاغه هم از گوشه و کنارش میاد بیرون.

و شاید هم بخش احکام و سوالات شرعی! 

واقعیت اینه که دین و بحث دینی همیشه برای من جالب بوده و هست.

همیشه برام تازگی داره و پر از نکات کشف نشده و یه عالمه سوال!

خداکنه از توش چیز خوبی در بیاد. 

و خدا کنه هیچ حایی غرور برم نداره و همیشه خودمو کوچیکترین شخص و خطاکارترین آدم بدونم.

 

[ شنبه 11 مرداد1393 ] [ 11:2 ] [ szh ]

[ ]

ماه رمضون امسال با همه سختی هاش گذشت...

گشنمون شد...تشنمون شد...یه جاهایی بریدیم...قبول

اما دیشب موقع سحری آخر...دلم گرفت.یه بغضی گلومو فشار داد...

گفتم ای دل غافل...اگه تا ماه رمضون سال دیگه زنده نباشی چی؟

ینی خدا بخشیدتت؟ ینی خدا دستتو گرفته که بیای توی صراط المستقیم؟

این همه دعاکردیم زود این ماه بگذره . درواقع زود گذروندیمش و زود از دستش دادیم.

امسال عید فطر در جوار فامیل شوهر هستم ولی همچنان زمزمه ی صدای پدرم که نماز عید فطر رو هرسال پشتش میخوندیم تو گوشمه:

اَللّهُمَّ اَهْلَ الْكِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ...

و یاد مادربزرگ مرحومم که درکنار ما بود و به آرامی زمزمه میکرد...

[ دوشنبه 6 مرداد1393 ] [ 12:56 ] [ szh ]

[ ]

تابستان خدا هم از راه رسید. با اندکی سختی از راه رسید. در اول راه. با ماه پر فیض رمضان از راه رسید.

خوشحالم. نه واسه گشنگی کشیدن! واسه به خدا رسیدن.

واسه اینکه انگاری ارتباطم باهاش مستقیم میشه....

درسته که سخته. اگه بگیم گشنمون نمیشه دروغ گفتیم اما قطعا برای همه سخته. بعضیا فکر میکنن اونایی که روزه میگیرن گشنشون نمیشه! این طرز فکر واقعا واسم عجیبه!

سوره بقره آیه183و 185 و 186:

ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما واجب شده همانطور که بر اقوام قبل از شما واجب شده بود شاید با تقوا شوید(183).

و این روزهائی چند است پس هر کس از شما مریض و یا مسافر باشد باید ایامی دیگر بجای آن بگیرید و اما کسانی که به هیچ وجه نمی توانند روزه بگیرند عوض روزه برای هر روز یک مسکین طعام دهند و اگر کسی عمل خیری را داوطلبانه انجام دهد برایش بهتر است و اینکه روزه بگیرید برایتان خیر است اگر بنای عمل کردن دارید(184).

و آن ایام کوتاه ماه رمضان است که قرآن در آن نازل شده تا هدایت مردم و بیاناتی از هدایت و جدا سازنده حق از باطل باشد پس هر کس این ماه را درک کرد باید روزه اش بگیرد و هر کس مریض و یا مسافر باشد بجای آن چند روزی از ماههای دیگر بگیرد خدا برای شما آسانی و سهولت را خواسته و دشواری نخواسته و منظور اینست که عده سی روزه ماه را تکمیل کرده باشید و خدا را در برابر اینکه هدایتتان کرد تکبیر گفته و شاید شکرگزاری کرده باشید(185).

آيات سه گانه فوق به هم متصل، و نظير کلام واحدي است که يک غرض را دربردارد، و آن غرض عبارت است از بيان واجب بودن روزه برای همگان در ماه رمضان.

 

چند خوردي چرب و شيرين از طـعــام /  امـــتحـــان كــن  چـــند روزي  با صــيام

چــند شــب ها  خواب  را گشتي  اسير  /  يــك شـــبي بــيدار شــو دولـــت بـگير

 

و حال سوال این است: آیا روزه به سلامتی انسان ضررمی رساند؟ 

 

تردیدی نیست که روزه برای اشخاص سالم نه تنها ضررندارد،بلکه منشا آثاربهداشتی فراوانی است،چرا که با گرفتن روزه بسیاری ازچربی های اشباع شده دربدن آب می شوندو سطح کلسترول منفی راکاهش می دهند.این درحالی است که یکی ازعوامل سکته ومرگ ومیرهای زودرس انباشت چربی ها وفضولات مضردربدن است وبا کاستن ازمیزان آن ها می توان به بهداشت وسلامتی کمک کرد.

بیماری هایی؛چون فشارخون،چاقی،دیسک کمر،بیماری قند، چرب خون بالا و...ارتباط وثیقی با نحوه تغذیه دارند وروزه داری تاحدودزیادی می تواند به کاهش این مشکلات کمک کند.

 

مختصر و مفید! التماس دعا...

[ شنبه 7 تیر1393 ] [ 12:43 ] [ szh ]

[ ]

امروز آخرین روز از خرداد ماه سال 93.

صبحی که بیدار شدم و دیدم هنوز نفس میکشم خدا رو شکر کردم. 

با یاد اینکه خونوادم سالمن و پدرم میره سرکار و مادرم آشپزی میکنه خوشحال شدم. 

به اینکه همسری دارم معتقد و با اخلاق که برای لقمه ای حلال واسه جفتمون تلاش میکنه به خودم بالیدم. 

بهش پایبندم. بهم پایبنده.  

درس خوندم. کار میکنم. سلامتم. زندگی می کنم. نفس می کشم.

خوشبختی ازین بالاتر؟ اینا همه ی داشته های منن.

خدای نگیرشون ازم....

[ شنبه 31 خرداد1393 ] [ 9:15 ] [ szh ]

[ ]

ازم عبور میکنی , ببین سقوط میکنم. به من نگاه کن بزن , فقط سکوت میکنم

 

[ یکشنبه 4 خرداد1393 ] [ 10:39 ] [ szh ]

[ ]

امام علی (ع):

دنیا دو روز است، روزی که با توست مغرور نباش و روزی که علیه توست صبور باش.

هر دو پایان پذیر است...

 

[ سه شنبه 9 اردیبهشت1393 ] [ 10:36 ] [ szh ]

[ ]

سوال و جواب های ثبت نام یارانه

مرحله اول: شما خجالت نمی کشی اومدی ثبت نام یارانه؟! آخه 45500تومن ارزشی داره که ازش انصراف نمی دی؟! اصلا هیچ می دونی اگه بیخیال یارانه ات بشی، مسئولین می تونن با بخشی از پول حاصل از انصراف از یارانه، باقی مناسبت ها رو هم بهتون پیامکی تبریک بگن؟!

حتی شاید اگه تعداد انصرافی ها از یارانه زیاد باشه این بودجه وجود داشته باشه که مسئولین دولتی در سال 94، به جای پیامک، یکی یکی به شهروندها زنگ بزنه و تلفنی سال نو رو تبریک بگه!

 

مرحله دوم: واقعا که عجب رویی داری شما! مگه ندیدی فتیله ای ها از یارانه شون انصراف دادن؟! مگه زیرنویس های تلویزیون رو نخوندی؟! مگه شکوفایی اقتصادی کشور برات مهم نیست؟! لااقل به حرف زن چینی ارسطو در سریال پایتخت توجه می کردی و وارد این مرحله نمی شدی!

 

مرحله سوم: اصلا ازت توقع نداشتم به مرحله سوم بیای! انگار زبان درخواست و خواهش برای شما کاربرد نداره! از اینجا به بعدش باهات شوخی ندارم! هر چی درآمد داری باید بنویسی!

ببین! به من میگن "سایت رفاهی دات آی آر!" من زنت نیستم که بخوای منو بپیچونی و بگی ندارم و حساب بانکی ام  خالیه! آمارت رو اساسی دارم! می خوای بگم الان توی جیب اون کت آبیت که توی چوب لباسی هست چند هزار تومن داری؟! به نقع خودته از گرفتن یارانه انصراف بدی و به مرحله چهارم نری!

 

مرحله چهارم: نه! انگار راستی راستی می خوای یارانه بگیری! یک یارانه ای نشونت بدم که خودت کیف کنی! خب! نگفتی چقدر درآمد داری! ... خب این 700تومن که هیچی! شغل دومت رو بگو ...یعنی چی شغل دوم نداری؟! مگه میشه؟! من سایت رفاهی هستم، بچه که نیستم!!

آخه چطور با 700تومن و 3 تا بچه زندگی می کنی؟! یعنی من باور کنم با این درآمد میشه زندگی کرد؟! ... راستی! اگه شغل دوم نداری، چرا شب ها دیر میای خونه؟! پول خورد توی ماشینت چیکار می کنه؟! مسافرکشی می کنی؟! ... کاریت ندارم! راستشو بگو! هنوز هم فرصت برای انصراف از یارانه وجود داره!

 

مرحله پنجم: خودت خواستی! فردا نگی چرا اینطور شد! .... ببین! هر چقدر پول توی بانک ها داری رو برامون بنویس. زمین و ماشین هم داری بنویس. طلاهای زنت و سکه هایی که قایم کردی رو هم فراموش نکن.

البته ما آمار همه اینها رو داریم، منتها می خوایم امتحانت کنیم ببینیم چقدر انسان راستگویی هستی! اگه راستشو بگی، بعدا به جای یارانه، بهت خدمات می دیم ولی اگه یارانه بگیری به خدمتت می رسیم!

 

مرحله ششم: فکر نمی کردم تا این مرحله بالا بیای! دوربین وبکم رو روشن کن، حالا دوربین رو بگیر طرف یخچال و در یخچالت رو باز کن، می خوام توی یخچالت رو ببینم! ... این چرا خالیه؟! نکنه از قبل می دونستی توی یخچالت رو چک می کنیم به همین دلیل همه گوشت ها و میوه ها رو از توش برداشتی! بهت که گفتم، من رفاهی هستم، سرم کلاه نمیره! به نفع خودته نری مرحله بعدی!

 

مرحله هفتم: باشه! خیالی نیست! وقتی حسابات رو چک کردیم و درآمد واقعی ات رو فهمیدیم و اومدیم شونصد برابر یارانه ای که بهت دادیم رو از حلقومت کشیدیم بیرون، متوجه می شی که نباید از همون اول برای دریافت یارانه ثبت نام می کردی.

 

مرحله آخر: امیدوارم هر چی یارانه گرفتی خرج دوا دکترت بشه! خیلی نامردی که بیخیال دریافت یارانه نشدی. حالا اگه هنوزم تصمیمت عوض نشده، دکمه "تایید" رو بزن تا هم ثبت نامت تکمیل بشه و هم یکم ویروس به رایانه ات منتقل کنم تا لااقل دلم خنک بشه!

[ دوشنبه 25 فروردین1393 ] [ 10:47 ] [ szh ]

[ ]

ساعت8 صبح روز شنبه 16 فروردین 93:

و من در کمال ناباوری بعد از 20 روز خوردن و خوابیدن اومدم سر کار.

اینجوری که بوش میاد سرعتش زیاده این سال 93.

خدایا بهترین اتفاقات رو در سال جدید برامون رقم بزن...

[ شنبه 16 فروردین1393 ] [ 8:13 ] [ szh ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه